تبليغاتX
. . . توهم -

. . . توهم

 

بعد از عمری منو تو خیابون دیده دست انداخته دور کمر اون دوست پسر ایکبیریش، نیششو باز کرده، می گه واااااااااا ! ریاضی میاضی می خونی؟!؟؟ تو که می خواستی پیکاسوی دوم بشی! از همون اولشم کله خراب بودیا!

خیلی خودمو کنترل کردم که نزدم تو دهنش ... لبخند زدم. تو چشماش نگاه کردم. چشمک زدم. رفتم !

+ نوشته شده در  جمعه 6 مرداد1385ساعت   توسط توهم