تبليغاتX
. . . توهم -

. . . توهم

بچه پر رو می گه دیروز داشتیم با امین حرف می زدیم. امین گفت مریم خره، به جای اینکه بشینه درسشو بخونه و لذتشو ببره، هی فکر می کنه، هی فکر می کنه.

کاش می دونست همون موقع موبایلم داشت خودشو جر می داد ... ب ا ب ا  بود ... بعد که برنداشتم، اس ام اس داد که ... بابا کجایی؟ دارم می ترکم ...

احمق بی شعور حالا هی فکر کن که این مریمه خره خوشی زده زیر دلش هی تو فکره هیچی هم نمی گه ... اینام مثل همه ی آدمای آشغال دیگه ن که از "تو" فقط همین "تو" رو می بینن ... به ذهنشونم نمی رسه که شاید یه بُعدهای دیگه ای هم داشته باشی.

دیگه حس و حال فحش دادن ندارم ... من با همه چیز کنار میام ... الا اینکه کسی بخواد خودشو قاطیه چیزایی که بهش ریطی نداره بکنه ... من با همه چیز کنار میام ... اینو یه بار برای همیشه تو زندگیم ثابت کردم. تمام.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت   توسط توهم